سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
10
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
اختلاف در كلمه اللّه بين حضرات در اين كلمه اختلافست : بيضاوى صاحب تفسير آن را براى حضرت حقتعالى در اصل صفت مىداند نه علم و اسم و در اثبات اينمعنا گفته است : علم آنست كه براى چيز معيّنى وضع شود و حال آنكه ذات اقدسش براى ما هيچ تعيّنى نداشته و اساسا طريقى به سوى ذاتش براى ما وجود ندارد . و در جواب اين اشكال كه اگر صفت هست پس چطور مشتق نيست و حال آنكه وصف مىبايد مشتق باشد گفته : وصف دو قسم است : مشتق همچون عالم ، قادر ، رازق و غير مشتق ولى مؤول به آن مثل همين كلمه كه به معبود تأويل مىرود يا اسد كه به معناى شجاع مىباشد . شارح و جماعت محققين اين كلمه را علم و اسم براى حقتعالى مىدانند و مىگويند لازم نيست كه ذاتش را بدانيم تا مسئله علميّت صحيح باشد بلكه همين مقدار كه مىدانيم واجب الوجود است و تمام افراد حمد تنها شايسته او است در اين مقام كافى است . و سپس شارح در تحقيق عبارت متن مىگويد : مصنّف جمله حمد را اسميّه آورد و گفت [ الحمد للّه ] با اينكه مى توانست فعليّه بياورد و مثلا بگويد [ حمدت اللّه ] و جهت آن اينست كه جمله اسميّه چون دلالت بر دوام و ثبات دارد ولى جمله فعليّه فاقد آنست لهذا اسميّه را بر فعليّه مقدّم داشت و نيز در اينجمله با اينكه